انجمن حمایت از کشاورزان شهرستان اصفهان

اولین تشکل(NGO) به ثبت رسیده توسط وزارت کشور در کل کشور

زاینده رود و پایان یک رویای سبز کویری
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/۳/۱٢   کلمات کلیدی:

آب شرب، بحران امروز، فاجعه فردا/25

زاینده رود و پایان یک رویای سبز کویری/ آیا اصفهان نیز سرانجامی همچون سیستان خواهد داشت؟

غارت سفره های آب زیرزمینی احتمال نشست زمین را زیاد کرده اند

12 خرداد 1393 ساعت 11:08

خبرگزاری ایمنا: نفس زاینده رود به شماره افتاده است. چند سالی می شود که آب را به روی آن بسته اند؛ خشکی از همه ی جوانب به اصفهان و اطراف پیشروی کرده است. مردمان و سازمان های مسئول در تامین آب برای استفاده مجبور به حفر چاه ها شده و یا چاه ها را عمیق کرده اند و با غارت سفره های زیرزمینی احتمال نشست زمین را نیز زیاد کرده اند.


اصفهان روزگاری همچون نگینی در میان جنگلی از مزارع و باغاتی محصور بود که صدها سال برای ایجادش زحمت کشیده بودند. شهرنشینی سرعت آهسته ای داشت، زاینده رود هر سال به گسترش فضای سبز و باغات کمک می کرد و باغات به طرف کویر پیشروی داشتند. اما با گسترش شهرنشینی افزایش جمعیت و خرد کردن زمین ها و ایجاد باغات کوچک این نظم طبیعی برهم خورد. شاید بخشی از علت گرم تر شدن هوای این استان و نبود بارش ها نیز به همین علت و تخریب هوا توسط صنایع باشد.
سال ها استفاده کنندگان از زاینده رود در سه استان خوزستان، چهارمحال و اصفهان بدون هیچ دعوایی از این آب استفاده می کردند و حتی به استان های دیگر مثل یزد هم آب انتقال می دادند که این شهر خط مقدم مقابل کویری شدن این استانها است. امروز چه شده است که هر شخص و گروه و دسته و استان سعی دارد که آب را به طرف استان خود اختصاصی کند و دیگران را از آن محروم سازد؟
در سلسله مقالاتی سعی داریم با بررسی علمی ضمن ارائه راه حل هایی برای زندگی بهتر مردم این ۳ استان، همزیستی سابق را دوباره گوشزد کنیم. این سلسله مقالات در مورد آمایش کشاورزی شهرنشینی صنعت این ۳ سرزمین است تا بتواند زندگی بهتری را برای مردم فراهم کند و آب به همه برسد. عقیده دارم حتی در زمان های خشکسالی هم با مدیریت صحیح این ۳ استان می توانند به خوبی از آب بهره ببرند.
زاینده رود در طی هزاران سال راه خود را در ۳ استان پیدا کرده و با طول سیصد تا چهارصد کیلومتری خود باعث ایجاد زندگی و سرسبزی برای مردم بوده و اکوسیستم های مختلفی بسته به آب و هوا و طبیعت مناطق مختلف ایجاد کرده است. به عنوان مثال در چهارمحال که زمین ها شیب فراوان دارد رودخانه با ایجاد رطوبت خود به مراتع و کشت دیم کمک می کرد. در لنجانات که رودخانه کیلومترها در کف یک دره حرکت می کرد با ایجاد رطوبت زیاد و گرمای منطقه محیط مناسبی برای کشت برنج می شد یا در نزدیکی تالاب گاوخونی به علت گرمی شدید هوای منطقه تالابی درست شد که آب را در لابه لای نیزارها و مرداب ها حفظ کند و این آب با تغذیه ی سفره های زیرزمینی و ارتباط با آنها تا اردکان و یزد و حتی به گفته ی عده ای به فاصله ی بعید کرمان برسد. می گویند تالاب گاوخونی از رود دشتین کنونی تا شهر اژیه ادامه داشته است . من، خود در سال ۱۳۶۷ به عینه در اسلام آباد و منطقه ی جوزدان و شهرهای دیگر می دیدم که آب رودخانه و تالاب چنان است که کشاورزان برای انجام کشاورزی مجبور به ایجاد کانال های زه کش بودند که آب های سطح الارضی را به رودخانه هدایت کند. امروز از آن آب ها هیچ خبری نیست زیرا این رودخانه در تمام قسمت هایش بدون برنامه ریزی و خارج از ظرفیت طبیعی خود مورد تعرض بشر قرار گرفته و هر کس به اندازه ای از زمین ها را تصرف کرده و به کشت مشغول است و آنچه باعث تخریب بیشتر شده سوداگری زمین و ایجاد باغات مصنوعی و مزارع بسیار دور از رودخانه بوده است. البته ساخت سدها هم باعث شده آب کمتری به پایین دست برسد و این تعرض دیگری به طبیعت منطقه بوده است. در تمام طول مسیر زاینده رود زمین ها ابتدا اشغال شده و سپس آب با کندن کانال، چاه، موتور پمپ های قوی به سطح زمین کشیده شده و منطقه که آباد شد به شهرنشینان فروخته شده است. البته تمامی این تخریب ها در غیبت مدیریت واحد زاینده رود و حذف میراب شکلی سریعتر به خود گرفته است.
چند سالی است به علت کاهش نزولات، بر هم خوردن مدیریت یکپارچه زاینده رود، ایجاد سدها، تقسیم زمین ها، احداث چاه های عمیق و نیمه عمیق، زاینده رود به قهقرا رفته است. ابتدا باید دانست که آب زاینده رود متعلق به نسل خاص و منطقه ی خاصی نیست و در صورتی که به طور صحیح و در راستای حفظ طبیعت آن استفاده شود تا قرن ها بعد در منطقه حضور دارد. برخوردهای غلط و برداشت بیش از حد ظرفیت و مقابله با طبیعت موجب خشکی رودخانه می شود. مخالفت با طبیعت مثل کاشت برنج در مناطق با تبخیر زیاد و ایجاد باغات و مزارع در شیب های بیش از ۳۰ درصد، ایجاد صنایع در مناطق کشاورزی، آبیاری غرقابی در مناطق خشک و ... از اقدامات مقابله با طبیعت است. باید توجه داشت که طبیعت، مناطقی مانند اژیه و اطراف تالاب گاوخونی را به استفاده ی محدود و محافظه کارانه در حفظ آب هدایت کرده است. اگر سرچشمه ی کوهرنگ را نگاه کنیم در هر منطقه چشمه ای می جوشد و دریاچه ای درست می شود زیرا تبخیر آب کم است ولی در مناطق خشک آب به سرعت تبخیر می شود. اما طبیعت برای حفظ آب راه هایی اندیشیده است مثلاً در تالاب گاوخونی آب بین گل و لای مرداب و نیزارها پنهان است و نقش نیزارها در حفظ آب مهم است. در مناطق کویری آب را در قنات ها پنهان می کردند تا با طی کردن صدها کیلومتر آب به کشاورزانی در میان کویر برسد. مناطق بسیاری در ایران در طول هزاران سال گذشته داشته ایم که منطقه ای سرسبز بودند ولی استفاده ی بیش از حد و برنگرداندن آب به چرخه طبیعی باعث خشکی آن شده است مثلاً سیستان و بلوچستان از این دست مناطق است. اگر سیری در اساطیر و تاریخ ۵۰۰ تا ۶۰۰ سال قبل انجام دهیم می بینیم که این منطقه بسیار سرسبز بوده است چنانکه فردوسی در شاهنامه می نویسد :
میـان دو بیشه به یک روز راه/ فرود آمد آن گرد لشکر پناه
بدان مرغزاران آرمان دو روز/ همه شــاد بودند با بـاز و یوز
در عرض ۱۰۰۰ یا ۲۰۰۰ سال آدمیان با برداشت بیش از حد از آب و توسعه ی نامناسب چنان بر سر این منطقه آورده اند که گویی این منطقه کویری خشک و برهوت است. 

آفات رودخانه ی زاینده رود که باعث خشکی آن شده است:
۱ـ احساس مالکیت منطقه ای، استانی و فردی: از زمانی که تکنولوژی به کمک مردم این مناطق آمده است از آن در جهت نادرست برای تخریب رودخانه استفاده شده است. در مناطقی با تغییر نوع کاشت دیم و مرتعداری به کشت دائمی و ایجاد باغ با استفاده از موتور پمپ هایی آب را به بالای کوه ها می کشند . کشت و آبیاری در زمین های شیب دار باعث تخریب خاک می شود و خاکی که طی هزاران سال در این منطقه ایجاد شده طی سال های آینده شسته شده و به رودخانه می رود ودر سالهای آتی از منطقه ی سرسبز چهارمحال فقط کوه های سنگی باقی می ماند. در مناطق خشک مثل اصفهان آب از رودخانه توسط مادی ها و کانال ها به زمین ها کشیده شده و با آبیاری غرقابی تبخیر می شود و این تبخیر به علت خشکی هوا ، برگشت آن به طبیعت را غیر ممکن می کند و آب بازیافتی ندارد. درمناطقی احداث چاه های عمیق و نیمه عمیق باعث نابودی سفره های زیرزمینی شده و این امر باعث پایین رفتن سفره های آب زیرزمینی گشته که باعث شوری آب نیز شده و خطر ریزش زمین را زیادتر کرده است. در سالهای پرآبی، آب رودخانه ها و بارش باران باید در این سفره ها برود و با تغذیه ی سفره های زیرزمینی بر عمر برداشت آب بیافزاید و این ذخیره در سال های کم آبی به کمک مردم بیاید. اگر طبق فرامین طبیعت عمل می کردیم حتی در منطقه ی خشکی مانند تالاب گاوخونی آب هدر نمی رود و بازیافت دارد زیرا در سطح غرقاب نمی شود و در مرداب گل آلود حفظ می شود.
۲ـ استفاده بیش از حد ظرفیت رودخانه با احداث سدها، کشیدن کانال ها، انتقال آب به فلات مرکزی ، سوء مصرف آب در صنایع مثل فولاد و آهن، افزایش جمعیت، تغییر اکوسیستم و گرم شدن محیط و عدم بارش باعث شده که تراز تولید و مصرف آب منفی شود و اگر از همین امروز با برنامه ریزی در تمام زمینه های کشاورزی، جمعیت، احداث شهرهای جدید، صنایع، از بین رفتن باغات ومزارع و خشکی بیشتر هوا، هدم تالاب گاوخونی، محدود کردن برداشت از چاه ها و ... شروع نشود سرنوشت بدی در انتظار زاینده رود و ساکنان اطراف آن خواهد بود .
۳ـ سهل پنداری در مصرف آب در احداث چاه ها و استفاده از موتورهای برقی باعث غارت سفره های آب زیرزمینی شده است. نبود کارشناسی در مصرف آب چنان بوده که حتی تا چند سال پیش برای صرفه جویی در مصرف سوخت ایجاد چاه های برقی را توصیه می کردند. غافل از آنکه این کار چه زیانی به سفره های زیرزمینی می زند. چاه و قنات و اصولاً سفره های زیرزمینی حجم معینی آب دارند و در صورتی که به اندازه مصرف شوند طبیعت می تواند سفره ی زیرزمینی را تامین کند. حال تصور کنیم به صورت سنتی چاه های قدیم حداکثر با گاوآهن و بعداً با موتورهای گازوئیلی و پمپ های معمولی توان برداشت آب محدودی از چاه و سفره زیرزمینی داشتند اما موتور پمپ های بسیار قوی و برقی امروز آب بسیاری به سطح زمین کشانده و تبخیر کردند.
منسوخ کردن و نابود کردن روش های قدیمی تامین آب مثل قنات یکی از آفات زاینده رود بوده است. تا یکصد سال پیش با سه رشته قنات منطقه ی غرب اصفهان، نجف آباد، ماربین، خمینی شهر، خانه اصفهان، گرگاب و ملک شهر کنونی تامین آب می شد. با خرد شدن زمین ها و ایجاد باغات و مزارع چاه های مجاز و غیر مجاز فراوانی در منطقه احداث شد و با پایین رفتن آب های زیرزمینی قنات ها خشک شد. این سه رشته قنات با نظم و نسق به صورت نوبتی مزارع را سیراب می کرد. حتی در بعضی مناطق چند سال یکبار کشت می شد؛ خربزه ی گرگاب و کاشت هفت سال یکبارش مشهور است و قنات صد ها سال حفظ می شد. چاه های آب سابقاً در سه ـ چهار متری به آب می رسید چون تعداد مصرف کنندگان کم بود اما امروز هر نفر با هزار تا دو هزار متر زمین باغی مهیا می کند، چاه عمیق و نیمه عمیقی حفر می کند و آب را برای آبیاری درختانش به سطح زمین می آورد و ۵۰% آن را تبخیر می کند که بازیافتی برای شهر ما ندارد زیرا ما در سرزمین خشکی به سر می بریم که رطوبتی نداریم تا ابری تشکیل شود که بارانی ببارد. کانال های آب قدیمی یعنی مادی ها اولین رکن شان کم عرض بودن آنها بود و درخت هایی که در دو طرف کوچه باغی درست می کرد و با عدم تردد افراد عادی در اطراف یک متری آن حفاظت از آب برای عدم تبخیر به خوبی انجام می شد. اما با گسترش شهر نشینی کوچه باغ ها نابود شده و خیابان های عریض محل عبور ماشین ها گردیده است.
۴ـ صنایع: صنایعی که مصرف زیاد آب دارند و باعث گرم کردن محیط می شوند از آفات زاینده رود هستند .
۵ـ شهرنشینی: گسترش بی رویه شهرنشینی در حاشیه زاینده رود و نداشتن فرهنگ مصرف آب باعث هدر دادن آب می شود.
۶ـ روش های غلط کشاورزی: ۸۰% از آب در کشور در قسمت کشاورزی مصرف می شود که ۵۰% از آن تبخیر می شود چون به طریقه ی غرقابی کشت می شود و راه حل آن واقعی کردن قیمت آب و برق کشاورزی است .
۷ـ استفاده از تکنولوژی های جدید همچون پمپ های قدرتمند و برقی باعث افزایش برداشت از سفره های زیرزمینی می شود.
۸ـ عدم توجه به اقتصاد و اشتغال در مناطق مختلف: به عنوان مثال اگر می خواهیم به فردی که در چهارمحال و بختیاری به نظر ما آب را غلط مصرف می کند و باعث شست و شوی خاک می شود بگوییم که این کار را نکند باید بتوانیم راهی پیش پای او بگذاریم که درآمدش به خوبی تامین شود . چرا نباید چهارمحال همچون سابق تامین کننده ی لبنیات و انواع روغن های حیوانی باشد؟! می توان با هدایت کشاورزان به سمت صنایعی همچون پرورش ماهی های سردسیری ده ها هزار تن ماهی در این مناطق پرورش داد و آب مصرفی این کار ۱% کشاورزی غرقابی هم نمی شود. استفاده از ظرفیت توریست زمستانی باید مورد توجه قرار گیرد. این منطقه یکی از پر برف ترین مناطق ایران است چون ارتفاع زیادی از سطح دریا دارد و منطقه برف خیز است. در اروپا زمستان ها از بسیاری کشورهای منطقه مردم برای اسکی و استفاده از ورزش های زمستانی به کوهپایه ها مثل سوییس و فرانسه می روند و صنعت توریسم باعث رونق اقتصاد این مناطق می شود. با صرف هزینه ای اندک زیرساخت هایی مثل هتل، فرودگاه، رستوران، پیست های اسکی در چند نقطه ی این استان می توان ایجاد نمود تا باعث جذب صدها هزار توریست ورونق اقتصاد منطقه شود.
۹ـ سوء مصرف آب: هر فرد شهرنشین در ایران سالیانه ۲۵۰ متر مکعب آب مصرف می کند، در صورتی که در کشور هلند که تبخیر آب ده ها برابر کمتر از ایران است سرانه ی مصرف آب ۱۰۰ متر مکعب در سال است.

چـه بـاید کــرد؟
۱ـ آمایش سرزمین در مورد انتخاب نوع کشت، نحوه ی اجرای کشت انجام شود. با ایجاد کشت و صنعت های بزرگ و استفاده از روش های آبیاری نوین می توان صرفه جویی بسیاری در مصرف آب انجام داد.
۲ـ قنوات احیا شوند و نظمی نوین درحفر چاه و استفاده از آب این دو منبع ایجاد شود.
۳ـ برق کشاورزی با قیمت غیر یارانه ای ارائه شود تا کشت هایی که برای آب و رودخانه و سفره های زیرزمینی مضر است انجام نشود. همین جا باید متذکر شد استفاده ی بی رویه از چاه ها باعث کاهش آب سفره های زیرزمینی می شود.
۴ـ میزان آب تولید شده توسط نزولات آسمانی تحقیق و بررسی شود و توسعه ی کشاورزی و صنعتی بر اساس آن باشد.
۵ـ در مورد فعالیت های صنعتی از آب دریا استفاده شود. حتی برای حوزه ی مرکزی مثل یزد و کرمان و منطقه ی کویر می توان از آب خلیج فارس که شیرین شده باشد استفاده کرد .
۶ـ صنایع باید به دنبال ساخت دستگاه های آب شیرین کن باشند .
۷ـ از منابع فروش انرژی، بخشی به حوزه ی آب اختصاص یابد و طرح های رویایی انتقال آب دریا و شیرین کردن آن به حقیقت نزدیک شود و اجرا گردد.
۸ـ در شهرها استفاده نمودن از آب بازیافت شده از فاضلاب باید ازکارهای مهم سازمان آب باشد.
۹ـ باید به فکر خلق منابع آبی جدید باشیم؛ از آب های سمیرم و شهرضا می توان برای شرق اصفهان استفاده کرد و آب را به آن مناطق انتقال داد.
۱۰ـ حفاظت از سفره های زیرزمینی مد نظر مسئولان باشد و چاهای عمیق و موتورهای برقی کنترل شوند تا مشخص شود آبی که استحصال می شود سرنوشت اش چه خواهد شد.
۱۱ـ زاینده رود به عنوان یک رود واحد در ۳ استان نگاه شود و یک حکومت واحد بر مقدرات رودخانه در ۳ استان نظارت کند چنانکه سابق هم، چنین بود .
۱۲ـ تالاب گاوخونی به عنوان یک سفره زیرزمینی بزرگ که تا صدها کیلومتر اطراف اش بر سفره های آب زیرزمینی موثر است، احیا شود که این امر جلوی پیشروی کویر را می گیرد.
۱۳ـ گروه های تحقیقاتی تشکیل شود و اطاق های فکر در زمینه ی آب کشاورزی، شهرنشینی، صنایع مصرف کننده، استفاده ی صحیح از چاه و قنات و روش های آبیاری تحقیق کنند. در مورد باغات و استفاده از آب و حفاظت آن در سفره های زیرزمینی، فرهنگ مصرف آب، آمایش کشاورزی این چند منطقه برای انتخاب نوع کشت تحقیق شود و نتایج در اختیار مردم و مسئولین قرار گیرد.
۱۴ـ تعامل مسئولین و مردم این ۳ منطقه به خوبی انجام شود تا مردم این مناطق بدانند رقیب یکدیگر نیستند و همه در اکوسیستمی زندگی می کنند که هر بخشی از آن از بین برود نتیجه ۵۰ ساله اش نابودی رودخانه و کل این منطقه است. با انتخاب جوانان علاقمند در سه منطقه و نزدیک کردن افکار جوانان و بزرگان این مناطق سعی شود که بین این سه منطقه در مورد استفاده و حفاظت از آب زاینده رود همدلی به وجود آید. باید ظرفیت های جدید اقتصادی که به بخشی از آن اشاره شد درآمدهایی برای مردم و کشاورزان ۳ استان به وجود آورد تا کشاورزان مجبور به استفاده ی بیش از حد از ظرفیت آب رودخانه نباشند.
۱۵ـ در زمینه اشتغال هر سه منطقه فکر شود که بعد از کشاورزی مردم این مناطق چه کاری می توانند انجام دهند. مثلاً در مورد استان چهارمحال و بختیاری توضیح دادیم که این منطقه به قطب ورزش های زمستانی تبدیل شود تا درآمدزایی برای مردم چهارمحال ایجاد شود. با سرمایه گذاری و احداث چند پیست اسکی، ایجاد هتل، جاده و فرودگاه اقتصاد زمستانی منطقه برای انجام ورزشهای زمستانی مهیا شود. این درآمد باعث می شود که فرد به دنبال گذاشتن موتور پمپ در رودخانه و کشیدن آب به ارتفاع ۱۰۰ الی ۵۰۰ متری نباشد تا در زمین شیب دار این منطقه باغ ومزرعه ایجاد کند زیرا در هر صورت زمین شیب دار خاکی که در عرض ۵۰۰ تا ۱۰۰۰سال مهیا شده در عرض ۵۰ سال شسته شده و باعث پر کردن رودخانه شود. و این امر از حرکت آب در آینده جلوگیری می کند. اگر این نوع آبیاری ادامه یابد تا یکصد سال آینده از چهارمحال چیزی بجز کوهای سنگی و یک منطقه ی خشک باقی نخواهد ماند.
راه دیگرایجاد درآمد برای مردم منطقه استفاده از ظرفیت مرتعداری و دامپروری است. با ایجاد دامپروری های صنعتی و بزرگ می توان درآمد خوبی برای مردم ایجاد کرد. سابقاً استان چهارمحال و بختیاری قطب دامپروری مرکز ایران بوده است. 

نگارنده: دکتر اصغر معمارزاده


کد مطلب: 148844

آدرس مطلب: http://imna.ir/vdcgt79qtak9t74.rpra.html

خبرگزاری ایمنا

  http://imna.ir