انجمن حمایت از کشاورزان شهرستان اصفهان

اولین تشکل(NGO) به ثبت رسیده توسط وزارت کشور در کل کشور

 
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٧/۱   کلمات کلیدی:

روزنامه اصفهان زیبا چهارشنبه 1/7/88

گزارشى تاسف برانگیز از واقعه اى تلخ در استان اصفهان

زاینده رود خشکید ‌؛کشاورز سوخت

گروه اجتماعی ـ نفیسه اجلوئیان :  ‌ ‌

همیشه به فکر آبرودارى بود. صورتش را با سیلى سرخ مى‌کرد. هر چه داشت، صرف کاشت بذر کرده بود. فکر دختر عقد کرده اش که مثل خودش، براى برداشت محصول از زمینهاى شان و فروختن آنها و تهیه جهیزیه و شروع یک زندگى جدید، لحظه شمارى مى‌کرد، یک لحظه آرامش نمى گذاشت . اما وقتى فهمید دیگر هیچ امیدى به مزرعه خشکیده و ترک خورده اش نیست و حالا او مانده است و دست خالى و مخارج خانواده 6 نفره، از وحشت فقر و بى آبرویى، دق کرد و مرد . ‌

این جملات را یکى از مسئولان جهاد کشاورزى مى‌گفت و بقیه هم در تایید حرفهایش ادامه دادند: آنقدر رفت و آمد تا شاید زمزمه هاى دادن حق آبه کشاورزان اصفهان عملى شود و با بازگشت حقوق از دست رفته اش دوباره حق زندگى پیدا کند، اما نشد. این روزهاى آخر، در به در به دنبال وام مى‌گشت اما باز هم نشد. تا اینکه شنیدیم فوت کرد . ‌ ‌

هر چند داستان او، داستان تلخ و تکاندهنده اى است. اما فقط داستان او، چنین نیست . مدتهاست حدود پانصد هزار کشاورز شرق اصفهان مثل او، با فقر و مشکلات، دست و پنجه نرم مى‌کنند. مردم زحمت کشى که تا چند ماه گذشته، از زمین‌هایشان، ذرت، گندم، میوه، سیب زمینى، درآمد، شادى و زندگى، درو میکردند اما اینک، با خشکى زاینده رود، صداى ناله آنها به آسمان بلند شده است و حالا، از زمینهاى خشکیده و تشنه شان، فقر، غم و شرمندگى زن و بچه را  درو مى‌کنند.

وقتى فریادهاى محمدرضایى رئیس هیئت مدیره انجمن حمایت از کشاورزان استان اصفهان جهت گرفتن حق آبه به جایى نرسید و زمان رسیدگى به پرونده آب اصفهان طولانى شد، حاجى رهنمایى مدیر عامل کانون هماهنگى تشکلهاى بخش کشاورزى استان هشدار داد: کشاورزان شرق اصفهان در معرض تهدید جدى هستند.

اگر حق و سهمشان از آب رودخانه به دست شان نمیرسد، حداقل امکان مهاجرت و امرار معاش از راه شغلى به غیر از کشاورزى را براى آنها فراهم کنید. ‌ ‌

محمدرضائى با ابراز تاسف از شرائط موجود، عمق فاجعه را اینگونه بیان مى‌کند: کشاورزى تنها راه درآمد مردم منطقه شرق اصفهان است و مدتى است که آنها از روى ناچارى و براى زندگى روزمره، به فروش دام و طیورشان و همچنین لوازم منزل و حتى فروش کلیه خود روى آورده اند .

و بالاخره بعد از دو سال خشکسالى و شش ماه بى آبى زاینده رود، خبر میرسد که اواسط مهرماه، حق آبه کشاورزان تحویل داده میشود تا آنها با 120 میلیون مترمکعب آب، موفق به کشت گندم و جوى پاییزه شده و بخشى از خسارتها و غصه هاى خشکسالى را فراموش کنند. اما در این باره گفته هاى مهندس رفعت جاه مسئول زراعت مدیریت کشاورزى شهرستان اصفهان بیانگر آن است که این میزان آب هم نمیتواند راه نجات کشاورزان باشد وى این موضوع را چنین تشریح میکند: ‌ ‌

شهرستان اصفهان حدود هفتاد هزار هکتار زمین قابل زراعت دارد. کشاورزانى که در زمینهاى زراعى در فاصله کمتر از 10 کیلومتر تا رودخانه به کشاورزى مشغول هستند. اولین گروه از کشاورزانى هستند که از خشکسالى زاینده رود متضرر شدند، زیرا 90 درصد کشاورزى آنها و آب چاههاى عمیق و نیمه عمیق آنها، به وجود آب جارى در رودخانه وابسته است.

در صورتى بازگشت آب به رودخانه میتواند مقدارى از خسارت کشاورزان را جبران کند که آب بهاره کشاورزان هم تضمین شود در غیر اینصورت مانند سال گذشته، کشاورزان با صرف هزینه هاى بسیار مبادرت به کشت مى‌کنند اما به دلیل نبود آب در ماههاى بعد و در نتیجه خشکى زمین، همه محصولات آنها خشک و نابود میشوند و در این شرایط، خسارت کشاورزان دو چندان خواهد شد. وى در رابطه با وضعیت زمینهاى زراعى که در فاصله بیش از 10 کیلومتر از رودخانه هستند اظهار داشت که هر چند به علت فاصله بیشتر این زمینها از زاینده رود، مدت زمان بیشترى طول میکشد تا چاهها تاثیرگرفته و دچار خشکى شوند اما اگر چاههاى آب در این مناطق خشک شوند، حدود 4 تا 6 سال طول میکشد تا سفره هاى آب زیرزمینى و سپس چاهها پر آب شوند.

 قربانى، کشاورز منطقه جى و قهاب و یکى از مراجعین به سازمان جهاد کشاورزى، ضمن تائید حرفهاى او، آهى کشید و گفت: خودم و پدرم که 80 سال دارد و عمر خود را در کشاورزى گذرانده ایم تا به حال چنین وضعى را تجربه نکرده بودیم. چاههایمان خشک شده است و هیچ آبى براى کشت امسال نداریم. حالا دیگر حتى حق آبه پاییز هم دردى از ما دوا نمیکند. کسانى که شغلشان فقط کشاورزى است به نهایت بدبختى رسیده اند. مدتهاست دامهایمان را فروخته ایم و حالا مجبوریم براى مخارج زندگى،  زمینهایمان را هم بفروشیم.

 ‌کشاورزان، در دام فقر، ..... یا زیر چتر حمایت  ‌ ‌

وقتى براى سومین بار به عنوان کشاورز نمونه معرفى شد، باور نمى  کرد روزگارى به همراه زن و بچه اش مجبور به ترک دیار شده و با اجاره دخمه اى در حومه اصفهان به شیرینى پزى مشغول شود، البته آنهم تا وقتى که بازرس مرکز بهداشت موفق به پیدا کردن این محل نشود، چرا که اگر این اتفاق بیفتد، حتماً مثل خیلى از مردم این محله مجبور به جمع آورى کارتن میشود.

 "کشاورزى همه زندگى ما بود. از وقتى یادم مى آید روى زمین عرق ریختم و کار کردم . این دو سال شرایط خیلى سخت شد از یک طرف خشکسالى و از طرف دیگر واردات بى حساب و کتاب، کمر کشاورزان را شکست، حالا اگر خبرنگار هستى، باید فریاد ما را که به آسمان بلند است، به گوش مسئولان برسانى . چرا از ما حمایت نکردند تا وضعیتمان این شود که میبینى؟ "

و پاسخ را از مهندس رسول قلندر، رئیس جهاد کشاورزى منطقه ورزنه خواستیم. او که از عمق فاجعه در منطقه مطلع بود میگوید: خشکسالى در همه ابعاد زندگى شان تاثیر گذاشته است حتى در ادامه تحصیل فرزندانشان. ‌ ‌

بخش بن رود و جلگه، بخش وسیعى است که شامل ورزنه، اژیه و اسلام آباد میشود. این مناطق و سپس جرقویه از پرآسیب ترین نقاط در بخش کشاورزى بودند. گندم و جو و علوفه و پنبه از محصولات عمده این مناطق بود . با وجود آنکه کشت پنبه به آب کمى نیاز دارد اما دیگر هیچ آبى در منطقه وجود نداشت. ‌ ‌

وى در پاسخ به سئوالى درباره تیترهاى برجسته در رسانه ها با عنوان حمایتهاى بیمه و جبران خسارتها در بخش کشاورزى بیان داشت: ‌ ‌

کشاورزان از زمان کاشت تا برداشت محصولاتى مثل گندم، در هر هکتار 800 هزار تومان هزینه میکنند، در حالیکه طبق آنچه اعلام شده است، به ازاى هر هکتار، فقط 14 هزار تومان غرامت از سوى بیمه به کشاورزان تعلق گرفته است . ‌ ‌

همچنین بودجه تعیین شده جهت کمک به کشاورزان، 5/4 میلیارد تومان تعیین شده که نهایتاً به هر واحد بهره بردار کشاورزى که گاهى شامل چند کشاورز میشود، 100 هزار تومان تعلق میگیرد. این در حالى است که طى 9 ماه گذشته 1050 میلیارد تومان به کشاورزى استان خسارت وارد شده است و کشاورزان شهرستان اصفهان با میزان خسارت 214 میلیارد تومان که 20 درصد کل خسارت استان است بیشترین خسارت را دیده اند .

مهندس رفعت جاه در پاسخ به این پرسش که چگونه کارشناس مربوطه، خسارت کشاورز را تخمین میزند در صورتیکه غرامتش در مقایسه با زیان وارد شده بسیار متفاوت است، مى‌گوید: در حال حاضر بیش از 80 درصد کشاورزان اصفهان خسارت دیده اند. در حالیکه اعتبار صندوق بیمه در برابر خسارت وارده بسیار ناچیز است. براى نمونه فقط 1500 هکتار کشت گندم در فصل پاییز داشتیم که با قطع آب در بهار همه نابود شدند. ‌ ‌

کارشناس، میزان خسارت را میداند اما سقف قابل پرداخت بیمه بانک کشاورزى، محدود است، حتى تا دو سال قبل، گزینه خشکسالى در بیمه نامه وجود نداشت در صورتیکه با توجه به اقلیم خشک کشورمان، خسارت حاصل از خشکسالى، بسیار محتمل و قابل پیش بینى است . بیمه هرگز نمیتواند 100 درصد خسارت را پرداخت کند بلکه میزان خسارت را براساس قانون مربوطه پرداخت میکند.

 در حال حاضر طبق قانون، کشاورزانى که کشت کرده و خسارت دیده اند در صورتیکه بیمه باشند به  آنها در ازاى هر هکتار، 14 هزار تومان و یا 19000 تومان )بسته به نوع بیمه نامه( پرداخت میشود. در حالیکه هر کشاورز در اولین گام، جهت کشت در هر هکتار تقریباً 200 هزار تومان هزینه کرده است . ‌ ‌

برآورد خسارت محصولات مهم زراعى شهرستان اصفهان در اثر خشکسالى

منبع: سازمان جهاد کشاورزى استان

حق آبه کشاورزان ادا نمیشود مگر ...

وقتى در اواخر مردادماه در نشستى با حضور متولیان اصلى توزیع آب در اصفهان، بالاخره بعد از دو سال خشکسالى، خبر تحویل 120 میلیون مترمکعب حق آبه کشاورزان شرق اصفهان داده شد. به نظر میرسید شاید بازگشت این حقوق ضایع شده، مرحمى بر زخم کهنه کشاورزان شود.

البته اگر تاب آورده باشند و زمینهاى کشاورزیشان را نفروخته و به حومه شهرها مهاجرت نکرده و از گروه تولید کنندگان جامعه به گروه مصرف کنندگان نرفته باشند و یا در دام هزار و یک آسیب اجتماعى گرفتار نشده باشند و اما و اگرهاى دیگر ... ‌ ‌

و حالا با نزدیک شدن به پائیز و زمان جارى شدن آب در زاینده رود، گفته هاى کارشناس و مسئول زراعت جهاد کشاورزى شهرستان در ارتباط با عملى شدن برنامه و صحت و سقم این خبر، شنیدنى و نگران کننده است. ‌ ‌

210 میلیون مترمکعب حق آبه کشاورزان در یک سال است که در دو نوبت کشت پائیزه و کشت بهاره استفاده میشود اما سالهاست حتى 60 درصد حق آبه آنها را هم نداده اند. ‌ ‌

در کشت پاییزه براساس تقسیم بندى سازمان آب، حق آبه در دو مرحله باید تحویل داده شود، اواسط آبان بمدت سى روز و دیگرى از اواسط اسفندماه تا پایان خرداد .

 بنابراین در صورتى کشت پاییزه به مرحله برداشت میرسد که هر دو مرحله حق آبه بطور کامل به کشاورزان برسد در حالیکه در حال حاضر تنها خبر از جارى شدن آب در فصل پاییز داده اند و مرحله بعدى یعنى آبرسانى در فصل بهار را مشروط به بارندگى مناسب دانسته اند. در اینصورت با صراحت میتوان گفت: ‌ ‌با این اوصاف، کشاورزان باز هم نمى توانند کشت پاییزه خود را به ثمر رسانند و دچار خسارتهاى مضاعفى خواهند شد.

 این همان اتفاق ناگوارى است که سال گذشته هم با بسته شدن آب بعد از فصل پاییز، رخ داد. ‌ ‌

حجم آبى که از سد زاینده رود تحویل داده میشود، 110 هزار مترمکعب خواهد بود درحالیکه بدلیل خشکى کامل بستر رودخانه و زمینهاى کشاورزى در طى مسیر، حجم قابل توجهى از آب جارى شده در رودخانه کاسته میشود .

 میزان 110 هزار مترمکعب فوق، میزان حداقل حق آبه کشاورزان است، در حالیکه در طى مسیر، فضاى سبز شهرى و پمپاژ آب در بالادست یا قطبهاى صنعتى مثل نیروگاه، ذوب آهن، کارخانه فولاد و موارد بسیارى وجود دارند، لذا میتوان پیش بینى کرد که چه میزان آب نهایتاً به زمینهاى خشکیده کشاورزان خواهد رسید . ‌

 ‌ برآرود کاهش ریالى محصولات باغى شهرستان اصفهان در اثر سرمازدگىـ خشکسالى 

 منبع: سازمان جهاد کشاورزى استان

فقر، محصول هزاران هزار کشاورز

اینجا وازیچه است با حدود بیست هزار نفر جمعیت. خیلى دور نیست، همین نزدیکى هاست . مساحت کل خانه 20 مترمربع است . همه محل زندگى در یک اتاق خلاصه شده است .

با یک نگاه تمام وسایل خانه را دور تا دور اتاق میتوان دید . اجاق گاز، دار قالى، کمد و حتى آبگرمکن . به سختى میشود در اینجا خوابید تا چه رسد به بازى کردن و تکان خوردن دو تا بچه کوچک . اتاق بر روى پارکینگى قرار گرفته که حالا محل کسب و کار شده است .

 پدر دردمند خانواده مى‌گوید: وقتى همه» زمینهایمان خشکید به وازیچه آمدیم تا باز زندگى کنیم . بعد از مدتها در به درى و بیکارى در یک کارخانه مشغول بکار شدم اما هنوز نفس راحتى نکشیده بودم که انگشتهاى دستم زیر دستگاه برش قطع شد مقصر صاحبکارم بود، با گرفتن دو میلیون تومان رضایت دادم و بعد هم هر چى داشتم فروختم و روى آن پول گذاشتم و با کلى بدهکارى این اتاق را خریدم. حالا من موندم و این دست ناقص و بدهکاریها و چند تا صندوق میوه و سبزى که مى آورم اینجا و میفروشم . از دو سال پیش تا حالا هم بیمارى اعصاب پیدا کردم روزى چهار تا قرص میخورم .

همه» ما روزگارى روى هزاران مترمربع زمین، کار و زندگى مى‌کردیم . سقفمان آسمان بود و حالا دسته دسته کشاورزان ورشکسته با زن و چند تا بچه به اینجا کوچ کردیم و مجبوریم در یک اتاق زندگى کنیم و این زندگى براى ما که سقفمان آسمان بود، مثل زندان است .

اینها را یکى دیگر از اهالى دردمند میگوید . کار ما کشاورزى بود، براى ما اگر کشاورزى نباشد یعنى مرگ یک خانواده . این دو سال آخر آنقدر وضعیت اقتصادى ما خراب شد که از ترس گرسنگى، زمینهاى خشک شده مان را رها کردیم و آمدیم اینجا به امید آنکه منبع درآمد دیگرى پیدا کنیم. کاش کسى صدایمان را مى‌شنید . اینجا همه مشکل دارند . من که سالم هستم و از صبح تا آخر شب کار مى‌کنم روزى 8000 تومان درآمد دارم. اگر همه مخارج اضافى را هم کنار بگذارم، شما بگو با این پول چطور شکم پنج نفر را سیر کنم ؟ دیگه واى به حال اون که هم دستش ناقصه و هم اعصابش به هم ریخته است . روزگار ما خوش میشد اگه حق آبه کشاورزها داده میشد . اگه محصولاتمان خشک نمیشد، اگه و اما ‌......:

ایام براى ما با تاسف و براى آنها با فقر و ندارى و زجر، گذشت و زاینده رود، شرمنده آنها شد که نتوانست و یا نگذاشتند حیات را به زمینهاى آنها، لبخند را به لبان کودکان آنها و شادى را به خانه هاى آنها ببرد . قانون توزیع عادلانه آب هم که نتوانست براى آنها کارى کند . فقط خشکسالى توانست خوشبختى پانصد هزار کشاورز را بسوزاند . در همایش بررسى علل بحران خشکسالى در زاینده رود، طومار 5/1 کیلومترى مردم اصفهان در اعتراض به خشکى زاینده رود امضا شد تا براى رئیس جمهور ارسال شود ........ و شد .‌‌

 ‌اکنون زنده رود مرده است . رود خانه» چند هزار ساله اى که باعث پیدایش تمدن عظیم و کهن طبیعى و انسانى در گوشه اى از سرزمین ایران شد . تاریخ اصفهان، مرهون جوش و خروش آب روان زنده رود است که همچون خون در کالبد بدن، در سرتاسر مسیر خود روستاها و شهرها را حیات مى بخشید و اینک ماههاست که سکوت مرگبار و خشک بستر ترک خورده اش شور زندگى را از مردم این شهر جهانى، فرهنگى، تاریخى و کهن گرفته است .

 اگر زنده رود دوباره زنده نشود تاریخ اصفهان نیز در دل خاک خشکیده اش دفن خواهد شد . این روزها مردم به دنبال یافتن گمشده شان در شهر میپرسند که زنده رود چه شد ؟! حیات اصفهان کجا رفت ؟! مرگ 48 هزار اصله درخت، خشک شدن 84 هزار هکتار زمین چمن، نابودى تدریجى فضاى سبز شهر، از بین رفتن بخش وسیعى از پارک ناژوان بعنوان ریه شهر، از بین رفتن صنعت توریسم این شهر بزرگ بعنوان قطب گردشگرى ایران،  افزایش آلودگى هوا، افزایش بیماریهاى سرطانى در استان، همه و همه، بى شک، نصف جهان را میسوزاند. 

 یقینا هر یک از این موارد، به تنهایى میتواند موجب متلاشى شدن ستونهاى پایدار یک شهر کهن و استوار شود.  در جائیکه نمیتوان با غفلت، از کنار دهها آسیب طبیعى و تاریخى خشک شدن حیات جارى اصفهان گذر کرد، آیا میتوان از کنار مرگ تدریجى امید و زندگى هزاران هزار کشاورز و خانواده هایشان گذشت . 

 خشک شدن زنده رود، بازى گرفتن هویت تاریخى این شهر کهن و آسیب به کشاورز و کشاورزى اصفهان، تحمل پذیر نیست . یقین داشته باشیم که  آیندگان، ما را به خاطر این خطاى بزرگ، هرگز نخواهند بخشید .

کد خبر نگاری :

پست الکترونیکی :info@isfahanziba.ir

تاریخ و زمان ارسال :1388/07/01 - 14:42:24